خیال می کنم پشت در ایستاده ای و در میزنی. اینقدر این در کهنه را باز و بسته کرده ام که لولایش شکستهاست. لولای شکسته در را عوض میکنم. انگار کسی در میزند. در را باز می کنم و در خیالم تو را می بینم که پشت در ایستاده ای. می گویم:. مهربانمخوش آمدی. ولی تو نیستی. پشت در تنهاییست. در را می بندم و باز دوباره باز میکنم. ولی هنوز هم نیستی. اینقدر باز میکنم و می بندم که لولای در دوباره می شکند. کاش می آمدی. می دانم چشم خسته ام بسته خواهد شد. قلبم خسته ام خواهد ایستاد. ولی تو نخواهی آمد. مهربان لحظه های ...

هـمـیـشـه مـنـتـظـرت هـسـتـم …

Love3[WwW.Kamyab.IR]

خیال می کنم پشت در ایستاده ای و در میزنی
اینقدر این در کهنه را باز و بسته کرده ام که لولایش شکستهاست
لولای شکسته در را عوض میکنم
انگار کسی در میزند
در را باز می کنم و در خیالم تو را می بینم که پشت در ایستاده ای
می گویم:
مهربانمخوش آمدی
ولی تو نیستی
پشت در تنهاییست
در را می بندم و باز دوباره باز میکنم
ولی هنوز هم نیستی
اینقدر باز میکنم و می بندم که لولای در دوباره می شکند
کاش می آمدی
می دانم چشم خسته ام بسته خواهد شد
قلبم خسته ام خواهد ایستاد
ولی تو نخواهی آمد
مهربان لحظه های تنهاییم
تا آخر عمر فقط همین خواهد بود
من و در و لولای شکسته
و حسرت دیدار تو
فقط همین…

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه